.top{background:url('http://payamblog.com/tem/33/top.jpg') no-repeat top right;}
<>
.
سایت جدید دکتر جلال فروزانفر

http://www.foruzanfar.ir




نوشته شده در تاریخ شنبه هفتم دی 1392 توسط مدیرگروه

به نام خدا

 

در یکی از روزهای سال 80 آقای مهندس کوچک زاده که هم اکنون عضو و رئیس کمیسیون عمران شورای شهر یزد هستند نامه ای را برایم نوشتند و فرمودند که چند مقاله برای مجله نظام مهندسی بنویسم . من که شوق نوشتن داشتم اطاعت نموده و مقالاتی نوشتنم . اینک و در این مرحله مقالات ذیل تقدیم شما دانشجویان عزیز می شود:

1)    تیغ،زنگی مست و شهر

2)    وقتی به آنجا می رسی آنجایی وجود ندارد...

3)    یزد در دام برش های فضایی قسمت اول تا چهارم

4)    بیماری سا سیئیسم (sauceism) در گسترش های جدید شهر یزد

5)    تأ ویلی از نقش آمد و شد و تأ ثیرات آن بر فرم ،ساختار و کارآیی شهر قسمت اول و دوم

6)    بیخته مشک سیاه ریخته دّر یمین قسمت اول و دوم

7)    اگر بمانم کجا بمانم وگر گریزم کجا گریزم

8)    کابوس آراسته

امید است مورد قبول واقع شود و دوستداران بتوانند سود جویند. اما پس از این رو دو مقاله دیگر1) کفشهایم کو؟ 2)کاتکزیس در معماری بزودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت.




نوشته شده در تاریخ شنبه سوم تیر 1391 توسط مدیرگروه
 

اصول شخصيت بخشيدن به فضاهاي شهري در ايران «مکان مطالعه: شهر يزد» نگارش: جلال فروزانفر – فارغ التحصيل دکتراي شهرسازي از دانشکده هنرهاي زيبا – دانشگاه تهران چکيده: در دو دهه اخير فضاهاي شهري بسياري در ايران شکل گرفته است که کمتر داراي «تشخص» هستند. بنظر مي‌رسد اين نکته در شکل گيري شخصيت شهروندان تاثير سوء داشته است...





ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط مدیرگروه
چکيده: تصور مي‌شود بهم ريختن فرهنگ شهرسازي باعث ظهور و بروز بافت‌هاي سردرگم در شهرهاي ايران شده و بدين گونه است که آسيبهاي شهري به طور روزافزون خود را نشان مي‌دهند.





ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط مدیرگروه
آنچه بعد ها به 5 مقاله معروف شد مقالاتی بود که برای وزارت مسکن و شهر سازی جهت چاپ در کتاب تخصصی معماری سال نگاشته شد گرچه این مقالات بی ارتباط با هم بودند اما من از یک مقاله استدلالی خسته کننده شروع کرده بودم و به یک مقاله احساسی...





ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط مدیرگروه

مقاله آب کم جو ... برای کنفرانس تجاری سازی پژوهش نوشته شد . در این مقاله به جای پرداختن به تجاری سازی پژوهش به ارزشمند سازی پژوهش در یک فضای هودولوژیک پرداخته شد این مقاله به مفاهیم پویا و مفاهیم ساختاری در جهت پژوهش به بحث و بررسی می پردازد . اما آنچه برای من جالب بود و امید دارم برای شما هم جذاب باشد فضای هودولوژیکی بود که مولانا جلال الدین سالها پیش برای ما به ارمغان گذاشته بود .





ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط مدیرگروه

بنام خدا

مقاله پیشاروی (آبشار اصفهان ـ زمان در بستری استثناء)

برای اولین بار به رؤیت شما عزیزان می‌رسد این مقاله به سفارش دبیر محترم کنفرانس جهانی اصفهان حاج آقا علیبخشی که از قضات بلندپایه دیوان عالی کشور بوده‌اند تهیه شد. ابتدا قرار بود این کنفرانس در اواسط سال 90 برگزار شود که به دلایلی به تعویق افتاد. من نیز به عنوان عضو هیئت ژوری همایش انتخاب شده بودم و علاوه بر آن مقدر بود که این مقاله را ارائه نمایم. این مقاله در قالب تئوری بود که در زمان دانشجویی در دهة 60 بر روی آن کار می‌کردم یعنی «انعکاس عرش در فرش و الهام از فرش در ساخت شهر» همزمان با تهیة این مقاله عملاً با ارتش که صاحب زمین آبشار در اصفهان بود وارد مذاکره شده و جلساتی متعدد با فرماندهان محترم ارتش برگزار نمودیم تا به واقع طرح فرش را روی زمین آبشار تهیه کرده، پیاده کرده و مکان و زمانی استثنایی در جهان پدید آید. (این طرح شامل دو میلیون مترمربع تجاری اداری در کنار سیتی‌هال اصفهان می‌شد و در نوع خود پدیده‌ای به شمار می‌رفت) اینک اما این مقاله با پیشینه‌ای که بیان شد به شما تقدیم می‌شود.

 





ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ شنبه ششم اسفند 1390 توسط مدیرگروه

به نام خدا

نمی‌دانم هیچ وقت از خود پرسیده‌اید اولین چیزی را که در این جهان دیده‌اید و بیاد دارید چیست؟ من روی پشت بام خانه‌مان در 3 سالگی در یک روز آفتابی که روز قبل از آن بارانی بوده است وقتی از خواب بیدار شدم «گیاهِ بام» را دیدم. بام‌های خانه‌های قدیمی کاهگلی بود و از میان هزاران من کاه، دانه‌های گندم کمتر ‌بود، که با باران سبز می‌شد و شاید روی پشت بام به این بزرگی همین دانه بود که سبز شده بود و هیچ کس بدان توجه نمی‌کرد. گرچه برای خود یک «پدیده» بود. اما ذهن کودکی بدان جلب شد و چشمان او آنرا دید. و چند روزی با او مأنوس بود تا آنکه خشک شد. در این چند روز کوتاه این کودک بارها و بارها در کنار این گیاه بام می‌نشست و از این واقعیت‌ به رؤیاها و به کشف و شهود کودکانه کشیده می‌شد .

این اولین پدیده دوست داشتنی من بود. «گیاهِ بام» هم ماهیت این جهان را به من آموخت و هم شیوه زندگی را که بعدها در شعر کلیم کاشانی و مولانا یافتم، ماهیت این جهان، در شعر کلیم:

افسانه حیات دو روزی نبود بیش           آنهم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن   روز دگر به کندن دل زین و زان گذشت

و شیوه زندگی از مولانا :

غنچه گردی کودکانت بر کنند          دانه گردی مرغکانت برچنند

غنچه پنهان کنند «گیاه بام» شو          دانه پنهان کن به کلی دام شو

در این سالها سعی کردم «گیاه بام» باشم و اکنون خسی بسوی میقات. از شما عزیزان خداحافظی می‌کنم که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها ، مشکل‌ها ....




نوشته شده در تاریخ دوشنبه دهم بهمن 1390 توسط مدیرگروه
.: Weblog Themes By J M D :.